سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )

32

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )

است و در آخر آن آمده است : جز منافق كسى ديگر على عليه السّلام را دشمن نمىدارد . « محب طبرى » هم در [ ذخائر ص 43 ] اين حديث را روايت مىكند و مىگويد : « حافظ ابو القاسم دمشقى » حديث مزبور را با همان جمله - كه ترجمه شد - آورده است . [ همان كتاب 2 / 42 ] به سند خود ، از « جابربن سمره » روايت مىكند ، در يكى از اوقات كه جمعى دور هم بوديم ، رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله بر ما وارد شد ، نشست و فرمود : فاطمه عليها السّلام بيمار است . حاضران گفتند : اگر چنين است و اجازه باشد به عيادتش برويم . در اين هنگام ، رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله برخاست و همراه آن حضرت حركت كرديم تا به خانهء زهرا عليها السّلام رسيديم . در خانه بسته بود . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله ندا در داد : اى فاطمه ! خود را بپوشان كه مردم به عيادت تو آمده‌اند . فاطمه عليها السّلام عرض كرد : جز عبا بدن پوش ديگرى ندارم . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله عبا از دوش برگرفت از پشت در به زهرا عليها السّلام داد و فرمود : اين عبا را هم بر سر بيفكن . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و همراهان وارد شدند . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله ساعتى در منزل زهرا عليها السّلام تشريف فرما بود . آنگاه از آنجا رفت . همراهان گفتند : شگفت است كه دختر پيغمبر ما به اين حال به سر مىبرد ! رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله توجهى كرده و فرمود : وضع ظاهرى زهرا عليها السّلام قابل توجه نيست آنچه شايسته دقت مىباشد آن است كه او در روز قيامت بزرگ زنان است . [ خصائص نسائى ص 34 ] به سند خود ، از « ابو هريره » روايت مىكند كه يك روز تمام بر ما گذشت و پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله را ديدار نكرديم . شب هنگام كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله را ديدار كرديم ، يكى از ما گفت : يا رسول الله ! امروز بر ما بسيار گران گذشت كه شما را ملاقات نكرديم . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : يكى از فرشتگان آسمانى كه مرا نديده بود از خداى درخواست كرد تا مرا ملاقات كند . خداى تعالى به وى اجازه داد . همين كه ملاقات كرد ، به من مژده داد كه فاطمه ، دختر من ،